محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
319
رشحات البحار ( فارسى )
( خسته كردن خود ) با هدف مورد نظر ( آسايش ) منافات دارد ؛ زيرا راحتى مورد نظر عبارت است از : لذت مطلق غير مسبوق به خستگى ، غير مقارن با خستگى ، و لذتى كه هيچ خستگى و زحمتى هم به دنبال نداشته باشد . 5 . رجوع به فطرت آزادى بديهى است كه همه مردم دوست دارند خواست و اراده انان نافذ باشد و هيچ مانعى در برابر ان قرار نگيرد . بدينوسيله براساس اين امور پنجگانه ، نمايان مىشود كه انسان كسى است كه به خودش علم دارد ، خودش را دوست دارد ، ابراز نظر مىكند ، آسايش دوست است ، و خواستار آزادى است . و اگر اين موارد را با طبيعت مقايسه كنى كه در ان علم و آگاهى يافت نمىشود ، اين امور را هم در ان نمىيابى و اين امر بر كسى پوشيده نيست . پس با قطع و يقين بگو : حقيقت من غير از طبيعت من است . مقام دوم : حنافت اين مقام درباره دست به دامان فطرت شدن ، به خاطر حنافت موجود در ان است كه خداوند متعال فرموده است : « حنيفا » . دراينباره بايد گفت : « حنيف » بر وزن « فعيل » ، وصف معدنى است ؛ زيرا اين صيغه مانند « فعول » دال بر اين است كه موصوف ، منبع و معدن ان صفت است . بر اين اساس انسان بايد منبع « حنافت » باشد ؛ كه يعنى روگردانى از چيزهايى كه مخالف حقيقتند . اين مطلب نيز چند مقدمه دارد : مقدمه يكم [ دليل التزام به حنافت ] دليل التزام به حنافت ، امتناع توجه به دو شىء است ؛ زيرا دو وجه وجود ندارد ( تا امكان توجه به دو شىء وجود داشته باشد ) . چنانكه در قران مجيد